تبليغاتX
کاتالاکسی
کاتالاکسی
چرک نویسهای اقتصاد آزاد
یکشنبه سی و یکم تیر 1386
عقاید نوکانتی مال من!!

الان از سر بی حوصلگی و خستگی مفرط ناشی از اسباب کشی در محل کار، داشتم تلویزیون نگاه می کردم و همینطور کانالها رو عوض می کردم که دیدم شبکه 5 بحثی رو راجع به "مُد" داره پخش می کنه، حساس شدم و حدود 10 دقیقه از برنامه رو دیدم(واقعا بیشتر از 10 دقیقه دیگه نمی شد نگاه کرد). مجری زنی که با لحنی یک ریتم و پر از احساس حقیقت! و با بیان جملاتی همچون اینکه "اصلا مُد یعنی چی؟"، "چرا مُد عوض می شود" و خلاصه، کلی از این حرفهای صد تا یک آبنبات! سعی می کرد؛ "حماقت" ، "سطحی بودن" و "عاری بودن" کسانی را که از مُد پیروی می کنند، به اثبات برساند. نه نه او اصلا پی اثبات چیزی نبود! حقیقت مطلقی وجود داشت که سعی می شد با تحقیر کسانی که از مد پیروی می کنند، آنان را مثلا به راه حقیقی بازگردانند! مثلا در جایی از این برنامه از زبان دختری گفته شد که :"مغازه دارها می گویند که مد این مانتو از اروپا یا ترکیه آمده است، اما تا حالا فکر کردی که اونها اصلا مانتو ندارند!!"(این جملات را چند بار در ذهن خود با لحنی به شدت احمقانه و با سطحی نگری شدید، مرور کنید تا بدانید که لحن مجری برنامه چگونه بود و تحمل این برنامه چقدر سخت)... (جالب اینجاست که در شبکه 3 هم فرزاد حسنی که الحق نیازمند یاری سبز شماست!! با سردار رادان به نحوی پرخاشگرانه درباره طرح ارتقاء امنیت اجتماعی گفتگو می کرد! و خلاصه ظاهرا آقایان به این نتیجه رسیده اند که وقتش رسیده است که خودشان، خودشان را مورد پرسش قرار دهند تا اندکی از زهر پرسش های مردم کاسته شده و نقد این گونه اقدامات بگونه ای بودریاری، استحاله شده و در اختیار خودشان قرار گیرد. بهرحال فکر می کنم که دو برنامه در یک راستا بودند که مهم هم نیست.)

بهرحال، از این مقدمه که ناشی از واکنشی طبیعی به چنین برنامه های مبتذلی است که بگذریم، سوال بسیار مزخرفی در این برنامه پرسیده شد که جواب بسیار بدتری به آن داده شد. و آن این بود که "مُد از کجا می آید؟" و جوابشان هم این بود که یکسری از خارج از کشور، برخی از عناصر داخلی را تحریک کرده و تولید کنندگان نیز، که از نظر تهیه کننده برنامه، عاملان اصلی در شکل دادن مد هستند، با درانداختن آن مُد اقدام به جهت دهی در جامعه و سودبردن از این امر می شوند!!

اما واقعاً این سوال که مُد از کجا می آید؟، سوال درستی است؟ بنظر من فارغ از اینکه چه جوابی به این اینکه مد از کجا می آید، بدهیم، این سوال، حداقل سوال منطقی نیست(یعنی از لحاظ منطقی دچار تناقض است و اصلا سوال نیست!) چرا که کسی که این سوال را می پرسد، می خواهد با نوعی جهت دهی خاص، بیان کند که مثلا مد از فلان جا آمده است. یعنی جواب این سوال از نظر پرسنده سوال از قبل مشخص و معلوم است. و اینگونه سوال ها اصولا وقتی پرسیده می شوند که یک سوم شخص و یک دانای کل قصد داشته باشد با توجه به بینش بی رقیبِ خود، دیگری را قانع سازد که در این حوزه بنوعی باید دخالت صورت گیرد. بنظرم این سوال در ذات خود سوالی است ناشی از تفکر برساخت گرا که عقل انسانی را شناسنده مطلق و بی چون و چرا می داند. چیزی که "تمام لیبرال های بقول هایک؛ راستین" با توسل به کانت، آنرا مردود می شمارند. دیدگاهی که براحتی دخالت دولت را در عرصه اقتصاد و بالتبع در سایر عرصه ها از جمله فرهنگ و غیره مجاز و حتی لازم می بیند. دیدگاهی که براحتی به توتالیتاریسم، کمونیسم و مارکسیسم و فاشیسم ختم میشود.(نگویید که نوع و هدف دخالت دولت در اقتصاد با دخالت هایی که در این عرصه ها می شود فرق ماهوی دارد و از این چیزها... چرا که خاستگاه فلسفی اینها همگی یکی است و آنهم ناشی از اعتقاد به عقل خودبیناد است و از یاد بردن شناخت ذاتاً ناقص و ناکامل انسانی. مطمئن باشید؛ دولتی که دخالت در عرصه اقتصاد را مجاز می شمارد و قید و بند مشخص و وسیعی برای خود قایل نیست، این دخالت را به تمامی عرصه ها سرایت خواهد داد. چرا که نه! در پستی دیگر که قصد دارم راجع به رابرت نوزیک بنویسم، این بحث را تکمیل خواهم کرد)

چقدر حاشیه رفتم. راستی محسن نامجو هم دارد می گوید: "عقاید نوکانتی مال من، شقایق نُرماندی مال تو" (احسنت!) ، به بحث اصلی برگردیم، به نظر من این سوال دقیقا همانند سوالی است که کمونیست ها زیاد می پرسند و آن اینست که قیمت ها از کجا آمده اند؟!(که خوب ما(آنها را می گویم) جایش را عوض می کنیم!!) فکر می کنم که مد هم همانند قیمت ها (در یک بازار نزدیک به رقابت و نه قطعا در شرایط انحصاری) از جایی نمی آید بلکه حاصل برهمکنش و برخورد مطلوبیت ها و تمایلات مختلف است که هیچکس هم نمی تواند مکانیسم آنرا مشخص کند. چرا که مکانیسم آن همانطور که به زیبایی هرچه تمامتر در کلام آدام اسمیت می بینیم ناشی از دست نامریی است، یعنی مکانیسمی که ما نمی دانیم و نمی توانیم بدانیم!!(یک احسنت دیگر این بار به اسمیت)

 بنابراین این افسانه ها را که مکانیسم قیمت در بازار، فلان یا بهمان گونه عمل می کند به فراموشی بسپارید. چرا که عقل ما و روند اندیشیدن در ما که در یک فرآیند تکاملی در بطن منظومه جامعه و سنت ها شکل می گیرد و تابع محدودیت های مشخص و بسیار خویش است و از پرده های متعدد کانتی رنج می برد نه تنها قادر به شناخت چگونگی شکل گرفتن قیمت ها و مُد و مسایل کلی که حاصل برهمکنش عامل های مختلف است نیست، بلکه حتی قادر نیست تا به حقیقت ابژه ها (اشیا و عینیات) پی برد. صرفا ما می توانیم به کمک عقل خویش بگوییم که بهتر است و التبه باید؛ به قیمت ها، مدها، سنت ها، اخلاقیات اجتماعی،زبان، ساختار خانوادگی و چیزهایی از این قبیل که ناشی از یک روند تکاملی هستند، احترام بگذاریم و نگذاریم که مخدوش شوند.( تنها یک استثنا وجود دارد و آن وقتی است که می خواهیم بصورت درونی این موارد را نقد کنیم یعنی مثلا با بخشی از سنت که ضد توسعه است به نقد بخشی دیگر از آن که توسعه دوست است بپردازیم)

خیلی طولانی شد... سرم هم خیلی شلوغ است... باید پروپوزالم را تحویل بدهم و هنوز کار منسجمی که دلم می خواهد اصلا انجام نداده ام!... باز هم ادامه این بحث را نیز به آینده وا می گذارم.

+ نوشته شده توسط محمدصادق الحسینی