تبليغاتX
کاتالاکسی
کاتالاکسی
چرک نویسهای اقتصاد آزاد
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386
همه دانشکده های اقتصاد!

خانمی به نام مریم در بخش نظرات وبلاگ محمدرضا فرهادی پور، سوالی در مورد رشته ها و دانشکده های اقتصاد در ایران پرسیده که من بد ندیدم به صورتی کامل تر پاسخ خودم به آن خانم را در اینجا بیاورم. هرچند که بچه های ورودی امسال به ارشد، انتخاب های خود را کرده و منتظر پاسخ ها هستند و این چشم انداز من به دردشان نمی خورد، اما برای شروع کردن یک بحث جدی در این خصوص که فکر می کنم جالب باشد، این پست را در اینجا می آورم.

در ابتدا موضع خودم را روشن کنم که من نوستالژی عجیبی در انتخاب رشته کارشناسی ارشدم دارم و فکر می کنم در جریان این انتخاب یکی از اشتباهات تاریخی زندگی ام که مسیر زندگی ام را تغییر داده است، مرتکب شده ام.(محمدرضا هم چنین احساسی را راجع به انتخاب نکردن شریف داشت)

 ماجرا به این صورت است که من امکان انتخاب همه دانشکده های اقتصاد را داشتم. از رشته که صرف نظر کنیم، در تمام دانشکده ها صد در صد قبول می شدم. یعنی با گستره امکان وسیعی تصمیم گرفتم و این دردآورتر است، چرا که بیش از پیش مرا از انتخابی که کردم پشیمان می سازد. اکنون که به عقب نگاه می کنم؛ می بینم اگر شرایط انتخاب رشته همین الان برایم ممکن بود، به احتمال قریب به یقین شریف را انتخاب می کردم. چرا که در این دانشکده جریان غالب علم اقتصاد، بصورتی نسبتا هماهنگ و بسیار منظم تر از سایر دانشگاه ها تدریس می شود. بچه هایی که به شریف می روند، زحمتی مضاعف می کشند، بسیار بیش از ما ریاضی و مدل های مختلف و کاربردهای آنها در اقتصاد را می خوانند، بسیار بیشتر از یک دانشجوی خوب دیگر دانشکده ها، می توانند از دانش اقتصادی خود استفاده کنند و غالبا از دید روشن تر، شفاف تر و مشخص تری در حوزه اقتصاد برخوردارند.

اما بهرحال من دانشگاه تهران، همان پارک دوره لیسانس و رشته تجارت الکترونیک را انتخاب کردم.البته این انتخاب هم بدون در نظر گرفتن جوانب امر صورت نگرفت و کاملا اندیشیده این گزینه انتخاب شد، اما شاید می توانستم با تحمیل زحمتی بیشتر بر خودم و شرایط زندگی ام، این انتخاب را نداشته باشم. بهرحال من از این انتخاب خود چند هدف داشتم:

 اول، باید به دانشکده ای می رفتم که می توانستم در کنار درس، کار کنم، که این امکان به هیچ وجه در شریف وجود نداشت.

 دوم، هدف من؛ تحصیل دکتری در خارج از کشور بود، و شایع بود که دوره ارشد شریف حداقل 4 سال به طول می انجامد، بنابراین من می توانستم در دانشگاه تهران حداکثر دوساله درسم را تمام کنم و یکسال هم برای انجام مقدمات مورد نیاز بگذارم و در سال چهارم عملا بصورت بورس در یک دانشگاه متوسط و نسبتا خوب پذیرفته شوم، که به این صورت در وقتم حداقل یکسال صرفه جویی می شد.

سوم، از آنجایی که تصورم این بود که تمام دانشکده های ایران شبیه هم هستند، تصمیم گرفتم به دانشکده ای بروم که آسان گیرتر و البته دارای معدل متوسط بالاتری است(که البته برای کسی چون من که تبحر خاصی در گرفتن معدل های پایین تر از متوسط دارد، متغیرمعدل توضیح دهنده خوبی برای انتخاب دانشکده نبود) و نیز اینکه در آن سال(84) نسبت به شریف، یک بدبینی خاصی وجود داشت و گفته می شد که سرفصل های دروس در این دانشکده مشخص نیست، بچه های شریفی بسیار ناراضی هستند و از این چیزها که البته برخی از آنها حظی از حقیقت را با خود داشتند و باعث شدند تا مسئولان در شریف نسبت به اصلاح روند کاری خود و مشخص کردن درسها و سیلابس های مورد نیاز اقدام کنند بطوری که امسال، بچه های شریف بسیار راضی بودند و درسهای مشخصی به آنها ارایه شده بود و خلاصه این مشکل برطرف شده بود.

چهارم، هدفم هم از انتخاب تجارت الکترونیک این بود که با توجه به اینکه اولا همه گرایش های اقتصاد در ایران شبیه به هم هستند و نهایتا 6 یا 9 واحد با یکدیگر اختلاف دارند، و ثانیا با توجه به جدید بودن این گرایش و احتمال داشتن بازار کار بیشتر در آینده، می توانست تضمین کاری نسبتا خوبی را برای آینده بدست دهد.(همین قدر کافی است!)

اما متاسفانه با ورود به این گرایش و این دانشکده چندین مورد که هرکدام برای خود، مسایل بزرگی هستند، مرا به شدت آزار داد، از جمله:

مشخص نبودن سرفصل درس ها، نبود استاد(قول دانشکده برای آوردن استادهای خارجی، کشک بود!)، کیفیت ضعیف و بسیار پایین درس های ارایه شده، ضعف شدید اساتید، بی نظمی و سردرگمی که البته خاصیت هر رشته جدیدی است، وجود نداشتن چنین گرایشی در هیچ کجای دنیا!!(صرفا MIT یک درس چند واحدی با این نام بتازگی تعریف کرده است. ببینید کشور ما چقدر جلوست!!)، بی ربط بودن و بلاموضوع بودن مباحث مطروحه در این رشته با اقتصاد(معلوم نیست این گرایش که اگر منصف باشم، هیچ ربطی به اقتصاد ندارد و شاید به مدیریت بیشتر مربوط باشد، چرا در دانشکده اقتصاد تعریف شده است.) ...(بیشتر نمی گویم چون هنوز قرار است که در این رشته ادامه بدهم! )

اما برای خاتمه بحث، می خواهم یکسری اصول را در مورد دانشکده های اقتصاد واقع در تهران روشن کنم، شاید به درد برخی از دوستان بخورد:

 

1- دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران= پارکی زیبا + معدل بالا(بجز برای من!) + امکان دوستی با اساتید پرنفوذ + عدم خواندن اقتصاد(بهیچ وجه!) + امکان پیدا کردن یک شغل نسبتا خوب در برخی نهادهای خاص + امکان کارکردن همزمان با تحصیل + امکان نرفتن سرکلاس ها و دریافت نمرات بسیار عالی(حقیقتا کلاس ها خیلی بی ثمر هستند) + امکان پیدا کردن دوست دختر و دوست پسرهای پولدار!( دانشجویان این دانشکده نسبت به سایر دانشکده ها، از وضعیت مالی و خانوادگی بهتری برخوردارند)

 

2- دانشکده اقتصاد دانشگاه بهشتی = تیمارستان(دانشجویان را بسیار اذیت می کنند) + چند استاد بسیار خوب + معدل زیر16+ اقتصاد نخواندن + بایکوت شدید اساتید دگراندیش(دانشگاه تهران چنین استادهایی ندارد که نیاز به بایکوت داشته باشند!) + ارشد 3 یا 4 ساله(به گفته دانشجویانی که من از بهشتی می شناسم. البته این امر قطعا استثنا دارد) + فضای طبیعی بسیار زیبا و وسیع + امکان پیدا کردن دوست دختر و دوست پسرهای پولدار!( دانشجویان این دانشکده نسبت به سایر دانشکده ها، غیر از تهران، از وضعیت مالی و خانوادگی بهتری برخوردارند) + واقع شدن در پردیش مرکزی دانشگاه و امکان دوستی با دانشجویانی غیر از دانشجویان اقتصادی

 

3- دانشکده اقتصاد علامه = جو خوب + اساتید بسیار و در نتیجه محیط رقابتی +  معدل بستگی به خودتان دارد +  شلم شوربا + جریان غالب و اصلی علم اقتصاد در این دانشکده تدریس نمی شود + هرکس ساز خود را می زند + بیشتر به سالن کنفرانس شبیه است تا دانشکده اقتصاد + محیط بسیار کوچک + دانشجوی بسیار زیاد + دارای اساتید باحال!

 

4- دانشکده اقتصاد شریف = جریان غالب علم اقتصاد + اساتید بسیار قوی + داشتن یک ذهنیت مشخص و تقریبا هماهنگ و انتقال آن به دانشجو از سوی کادر دانشکده + معدل بستگی به شما دارد + جایی که آینده اقتصاد ایران از آن آنجاست + عدم امکان کار هنگام تحصیل + محیطی شبیه به یک سازمان دولتی +  سختی و زحمتی بسیار بیش از 3 گزینه دیگر + اشتباه تاریخی است انتخاب نکردنش!

 

مشخص است که در کاربرد برخی واژه ها اغراق شده است. بنابراین دوستانی که خصوصا دانشکده های تهران و بهشتی را می پسندند، آزرده نشوند و نظر خود را در صورت مغایرت با نظر من، منعکس سازند. بدیهی است که این اظهارات، به مثابه یک گپ و گفت دوستانه است و قصد اهانت به هیچ شخص یا گروهی وجود نداشته است.

راستی دوستان شهرستانی هم می توانند راجع به دانشکده های خود بنویسند.

+ نوشته شده توسط محمدصادق الحسینی